تبلیغات
هفت ساله مقدس من - فرار

فرار

جمعه 26 خرداد 1396 06:14 ب.ظ

نویسنده : سایه
نباید از مسئله فرار کرد باید حلش کرد...
راستشو بخواین هم اتاقیای بی ملاحضه ای دارم...
با صدای بلند اهنگ گوش میدن...
بلند بلند میخندن...
بلند بلند حرف میزنن...
تصمیم گرفتم به جای حرص خوردن...
خیلی ریلکس بگم صداشو کم کن... اروم تر حرف‌ بزن ...
باید یاد بگیرم از حقم دفاع کنم...
تا الان همش داشتم فرار میکردم...
خودمو تو سالن مطالعه از دستشون پنهان میکردم...
اما از الان باید یاد بگیرم از حقم دفاع کنم...
بسمه الله...
دیشب با ز کلی حرف زدمو بحث کردم...
درباره همه چیز درباره خدا....درباره امام زمان...
درباره پوشش ...درباره رابطه دختر پسر...
همه چی...
به یه نتایجیم رسیدم....
دعا میکنین برام؟؟؟
یاد بگیر زود کوتاه نیای...
فک کنم تصور تمام پسرای کلاس دربارم عوض شد بعد از ارائه ام...
تا الان تو چشمشون یه دختر ساکت اروم بودم...حتی بعضا خجالتی
الان شدم یه ادمه جدی که با کسی شوخی نداره...
گرچه مهم نیس اونا چی فک میکنن...
باید یاد بگیرن چجوری برخورد کنن...
خودم از جدیت بی اندازه ام در ارائه راضیم...
تو چشمای بعضیاشون تعجب میدیم قشنگ...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 26 خرداد 1396 06:22 ب.ظ