تبلیغات
هفت ساله مقدس من - پست سی دو

پست سی دو

جمعه 17 دی 1395 08:15 ب.ظ

نویسنده : سایه

بسمه الله.
وقتی که صدای موزیک بلند میکنی اهنگ مهرزاد امیرخانی رو پلی میکنی...
بعد  میزنی به در بیخیالی که حالا که چی یه عده دارن کتابای اناتومی و بافت رو میجون و قورت میدن....میگی بزار مثله تمام این چند ماه این یک ماه اخرم راحت استراحت کنم ک دیگه همچین موقعیتی گیرم نمیاد....
با تمام اتفاقات بده روز قبل بازم ته دلت میخندی...
حالا که فک میکنم در بیخیاله دره خیلی خوبیه.....
چرا سره چیزای الکی خودمو ناراحت کنم.........
مگه چقدر مهمه که دیروز اتفاقایه بدی افتاد مگه چقدر مهمه که م .ع بعد از ورود به دانشگاهش خیلی عوض شده..
مگه چقدر مهمه که ا.ر گاهی تو شوحیاش حرفایه دلشو میزنه........
مگه چقدر مهمه که من نخواستم مثله بقیه خودمو بگیرم ..... ادمه مغروریم اما میدونم کجا و کی غرور خوبه...
مهم منمممممممممم من که یک ماه دیگه زندگیم وارد عصر جدیدی میشه......
مهم منم که همیشه دنبال تجربه کردنه چیزایی بودم که خیلیا ازش میترسیدن  از وسایل شهربارزی بگیر تا انتخاب رشته...
مهم منم و زندگیم ......مگه چقدر مهمه ...
مرسی خدااااااااااا مرسی که هستی.

+ مهرسان خیلی بیمعرفتی که بدون خبر رفتی...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 17 دی 1395 08:28 ب.ظ