تبلیغات
هفت ساله مقدس من - پست سی یک

پست سی یک

جمعه 10 دی 1395 04:56 ب.ظ

نویسنده : سایه
بسمه الله.
سلام.
نمیدونم چرا چند روزی بود دل و دماغ هیچی کاری جز خواب نداشتم...
خواب خواب....
چند روز پیش رفتم خونه مامان بزرگ خانوم.
پسرخاله شیطونه بانمکم بود....
ما که از ماشین پیاده شدیم دیدیم یهو دره حیاط باز شد دیدم پسرخالمه منو دید پرید بغلم.
کلی باهم بازی کردیم.
چند وقت پیش رفتم برچسب روی کیبورد گرفتم .
پریروز کادویه تولدمو دادن اون یه چیزی حدود یک ماه جلو تر....
برام گوشی خریدن.
واقعا توقع گرفتن کادو یک ماه زودترشو نداشتم....
اخه خودم میخواستم ترم بعد گوشی بگیرم اما خوب برام پیش دستی کردن که واقعا دستشون درد نکنه....
حواسمون به بالا سریمون باشه.... این قدر غرق در کارامون نشیم که اونو یادمون بره....



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 10 دی 1395 05:02 ب.ظ