تبلیغات
هفت ساله مقدس من - پست بیستم

پست بیستم

جمعه 12 آذر 1395 03:15 ق.ظ

نویسنده : سایه

بسمه الله.

سلام.
نمیدونم چه دنیایه عجیبیه...
گاهی بعضی ادما یهو وارد زندگیت میشن...
ادمایی که شاید قبلا با دوبار برخورد باهاشون تو شرایط بدی بودن و تو بخاطر برخورد بدشون ازشون متنفر شده باشی....
و نفرتت جوری بوده که هر وقت میدیشون زیر لب میگفتی اه بازم این...
شاید اونام ناخواسته از تو بدشون میومده بخاطر قضاوت عجولانه...
اما بعد چند سال بهش برخورد میکنی دوباره میبینی اونقدرام که تو فکر میکردی بد نبودن ... کم کم به خودت میای میبینی نه بابا اصلا تو یه جاهایی تند رفتی و اونقدرام بد نبودن...
کم کم پیش میره اونقدر پیش میره که اونقدر خوب میشناسیشون...
یهو به خودت میای میبینی همون ادما شدن نزدیک ترین ادما بهت... از غم و دردات بهشون میگی...
از همه چی...
اونقدر برات مهم میشن که رویه ایندتم تاثیر میزارن...
مثلا یادمه من عاشق دندون پزشکی بودم...جز دندونم به هیچی فکر نمیکردم ...کم کم بت حرفایه داداشم علاقم سوق پیدا کرد به پزشکی ولی ریشه این سوق پیدا کردنه یکی از همون ادمایی بود که ازشون نفرت داشتم و قضاوت بی جا کردم...
و جوری شد که تو انتخاب رشته ام اول زدم پزشکی.. اونم منی که دنیام دندون بود...
نمیدونم این دنیا چرا اینقدر عجیبه...
♫♫ چندوقته که برات اهمیت نداره گریه های من
خلوت شبات دیگه شده غریبه با صدای من
زندگی تو از آرزو و حال و روز من جداس
حالا که تو شدی یه آدم غریب و سرد و بی حواس
من از این شهر میرم
شهری که ستاره هاش خاموشه
معشوق عاشقش رو میفروشه
به هیچ و پوچ زندگی
من از این شهر میرم...شهری که به ظاهر آشنا زیاده
اما تو نمیدونی درداتو تو تنهایی به کی بگی
خسته از عروسکها. تو لباس آدما
تنها و بی صدا.گم میشم تو جاده ها
میرم بی خداحافظی
بی امید و بی هوا از هوای تو جدا
دنبال ستاره ها به سمت نا کجا
میرم بی خداحافظی
اون که عاشق تو بود از ته دلش منم
اما این روزا بودن و نبودنم
فرقی نداره واسه تو
رنگ شب شدی یادت رفته نور
هر چراغ روشنی حتی از راهه دور
پرت می کنه حواستو
من از این شهر میرم
شهری که گذشته هامو گوش میده
خاطراته خوبمون جا مونده
تو تموم کوچه هاش
من از این شهر میرم
تو بمون و آدمای بی سایه
عاشقانه های گرم و بی پایه
تو فکره موندنم نباش
من از این شهر میرم
شهری که ستاره هاش خاموشه
معشوق عاشقش رو میفروشه
به هیچ و پوچ زندگی
من از این شهر میرم...شهری که به ظاهر آشنا زیاده
اما تو نمیدونی درداتو تو تنهایی به کی بگی ♫♫
این اهنگو خیلیییییییییییی دوست دارم این اهنگ یکی از همون ادمایی که یه زمانی ازش متنفر بودم ولی بعد ها تو زنذگیم نقشایه به سزایی داشته فرستاد برام...

بعدا سایه نوشت: خدا لعنت کنه این تنظیم خوابه بهم ریخته منو...ساعت سع نخوابیدم هنوز..



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 12 آذر 1395 04:00 ق.ظ