تبلیغات
هفت ساله مقدس من - پست هیجده

پست هیجده

سه شنبه 9 آذر 1395 01:12 ب.ظ

نویسنده : سایه

بسمه الله.
سلام.
دیروز باز سریال دیدم....
خیلی بی حوصله شدم...
همش دارم تو اینستا میچرخم.
بالاخره بعد5 روز ا.ر بهم پی ام داد گف دلیل ناراحتیم اینه یه حرفی زدی ناراحت شدم منم گفتم میدونم خوب کدوم حرف گف یادم نیس عصبی و کفری شدم همیشه رفتاراش همینه هیچ وقت خداروشکر یادش نیست خوب اگه الزایمر داری بگو یه فکری برات کنم .....
منم گفتم هرچی بوده شوخی بوده و اونم یه استیکر لبخد فرستاد منم دیگه حرفی نزدم......
ترجیح دادم دیگه حرف نزنم.... ته دلم دلخورم ازش....
ولی خوب اونقدر ادمه خودخواهیه که فقط خودشو میبینه....
راستشو بخواین دیگه حوصله هیچ کسیو ندارم از رفیقام و دوستام زده شدم....
شنبه این هفته ام رفتم خونه مادربزرگه جان خخخ اخرایه شب پسر خاله مذکور فسقلی هم اومد وای خدا این بچه دو دقیقه نمیشینه...
اخرشم ما که میخواستیم بریم اومده بود جلو در و نمیزاشت من برم خخخ همه میزاشت برن ب من ک رسید جلو گرفت.
اخرشم مامانم گف دیگه نمیارمش ببینیش اونم گفت نیارش خودم میام دنبالش برگشت ب من گف خودم میام میندازمت پشت ماشین میارمت بچم زیاد فیلم میبینه....
اهنگ جدید شادمهر رو گوش بدین قشنگه....
ایام سوگواری منو از دعاهاتون بی نصیب نکنین تورخدااااااا...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 آذر 1395 01:27 ب.ظ