تبلیغات
هفت ساله مقدس من - پست پونزده

پست پونزده

پنجشنبه 27 آبان 1395 06:47 ب.ظ

نویسنده : سایه

بسمه الله

خدایا خودت خوب میدونیی چمه....
میدونی چقدر دلم گرفته....
خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بشنووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو صدامووووووووووووووووووووووووو....
خدایااااااااااااااااااا جوابمو بده....
ساعته شیش عصر من هنوز نهارم نخوردم.... از صبح فقط دارم سریال میبینم........
حاله حوصله هیچ کاری ندارم.....
نمیدونم چرا پیله کردم به این اهنگ پاشایی....
روز برفی...
حالا کو برف؟؟؟
میگن ادما وقتی دیگه کاری از دستشون بر نمیاد میگن دیگران براشون دعا کنن.....
با داداشم قهرم همیشه سر ب سر هم میزاریم دلم براش تنگهههههههههههههههههههه....
 تازه امروز رفتم مانتو نو گرفتم قهر بودیم میخواستم نشونش بدم اما....
چقدر با هم کل کلایه بامزه ای میکنیم اما حالا که قهریم...هوف بیخیال....
راستی امام رضا یه سوال دارم... نمیطلبی؟؟؟؟
قهرهه یا درگیر درساشه؟؟؟
هوف چرا من این شکلیم؟؟؟ چرا دلم تنگ نمیشه برایه کسی؟؟؟؟
گرسنمه اما حالا غذا خوردنم ندارم....
چقدر دلم هوسه شهربازی کرده یا یک والیباله دسته جمعی خانوادگی یادش بخیر عید دو سال پیش چقدر والیباله باحالی بازی کردیم منو دخی خاله هم که فقط جا خالی میدادیم که توپ نخوره بهم خخخ گرچه اون از من یاد گرفته.... اگه بشه بتونم برم کلاس بسکتبال عالیه...
خدایا؟؟؟ برام چه سرنوشتی رقم زدی؟؟؟
چی میشد الان خالم زنگ میزد و دعوتمون میکرد که دسته جمعی بریم پارک؟؟؟ منم صدایه موسیقی رو بلند کنم و قدم بزنیم....
چقدر نسبت به همه سردم....
به کمی اتفاق خوب جهت خوشحالی نیازمندیم ....
کمی هم خوش گدرونی....
نمیدونم چرامن علاقه زیادی به اهنگ هایه سبک غمگین دوست دارم.






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 آبان 1395 07:07 ب.ظ